سفارش تبلیغ
صبا
1 2 3 4 >


جغرافیای طبیعی روستا

کهن به مختصات طول جغرافیایی56 درجه و 7 دقیقه – عرض 31درجه و33 دقیقه و ارتفاع 2200 متر که در39کیلومتری شمال غرب شهر کوهبنان قرار گرفته است.

دارای موقعیت طبیعی کوهستانی و دره ای همراه با آب وهوای گرم و خشک می باشد.

ارتفاعات :

کوه بیدو بارتفاع 2886 در 3 کیلومتری شرق و شمال شرقی ُ کوه سبلو ( کمر سبل) بارتفاع 2589 متر در یک کیلومتری شرق ُکوه بیدان بارتفاع 2379 متر در 2 کیلومتری جنوب شرق و کوه قلعه بارتفاع 2508 متر در 8 کیلومتری غرب و شمال غرب این آبادی قرار دارند.

عوارض طبیعی:

دره هندگو با موقعیت کوهستانی در شمال شرق روستا در محاصره کوههای کمر سبل و کمر «او»( Av) قرار گرفته که یکی از سه آبادی کهن می باشد.

ده نو با موقعیت تپه ای در غرب روستا قرار گرفته است.

کهن دارای رودخانه فصلی است که بدلیل عدم بارندگی در چندین سال گذشته بعنوان معبر روستا از آن استفاده می شود.

منابع آب کشاورزی :

مرکز اصلی روستای کهن فاقد آب سطحی است که بناگزیر آب کشاورزی آن از قنات تامین می شود. قنات روستا دارای حلقه جاه می باشد که مادر چاه آن در ریشه کو ههای هندگو حفر شده است.تاثیر فوری جاری شدن آب در رودخانه فصلی بر روی این قنات بسیار زیاد است.

آب کشاورزی هندگو از طریق یک چشمه که از دامنه کوه سبل جاری است و همچنین چند رشته قنات با آب بسیار اندک تامین می شود.

آب کشاورزی ده نو بوسیله قنات تامین می شود که مادر چاه آن در صحرای کهن و در حاشیه رودخانه فصلی قرار گرفته است .بدلیل خشکسالی متمادی چند ساله اخیر از آب قنات آن بشدت کاسته شده و در خطر خشک شدن قرار گرفته است . ضمنا آب این قنات شور می باشد.

پوشش گیاهی

گیاهان دارویی: آویشن – زیره سیاه – زیره سبز – خاکشیر – سیاه دانه – کلپوره ( کلفوله kalfole )

گیاهان صنعتی: گون

گیاهان علوفه ای : جاز – قیچ – کلغر – آدور ( خار شتر)- ریواس – پدن( peden) – هیدو( hidu) – چنز(hanz)

گیاهان درختی و درختچه ای:بادام کوهی – بادام – گردو – انجیر – بنه ( پسته وحشی )- انجیر کوهی – نوعی سرو ( سبل )

جمعیت: روستای کهن40 خانوار و تقریب 110 نفر جمعیت دارد.

در خانه های تازه ساز ده نو 4 خانوار با 20 نفر جمعیت زندگی می کنند.

نوع مصالح و نحوه قرار گرفتن خانه ها:

خانه های قدیمی روستا قبل از زلزله سال 66 با مصالح سنگ – خشت خام – و خاک و گچ ساخته می شد. ( به بخش معماری روستا مراجعه شود) خانه ها در دوسوی سینه کش تپه شمال و جنوبی دره بناشده اند.هم اکنون بخصوص بعد از زلزله یاد شده دامنه خانه سازی در کهن بیشتردر ضلع شمالی روستا بر سر راه سندو(sendu) بنا شده اند.

مصالح ساختمانی مورد استفاده در حال حاضر عبارت است از آجر – آهن – گچ – سیمان و در پی سازی نیز از سنگ استفاده می شود.خانه های ساخته شده در ده نو که پس از زلزله ساخته شده اند از مصالح یاد شده و پلان شهری استفاده شده اند.

منابع آب آشامیدنی:

تا پیش از زلزله یادشده آب آشامیدنی مردم از قنات کهن که بسیار گواراست تامین می شد. پس از زلزله همراه با ساخت و ساز در ده نو مردم هر دو آبادی از آب لوله کشی که از چرمیز (harmiz ) لوله کشی شده است بهره شده اند.

امکانات روستای کهن شامل آب لوله کشی – دبستان ( در حال تعطیل)- برق – خانه بهداشت – فروشگاه تعاونی مصرف روستایی- صندوق قرض الحسنه- شعبه نفت و 2 مسجد می باشد.

ده نو نیز دارای آب لوله کشی – برق – دبستان ( که تا کنون دایر نشده ) – یک مسجد- دفتر پست و مخابرات می باشد.

مشاغل روستائیان :زراعت باغداری و دامداری

محصولات زراعی :در کهن- هندگو و ده نو عبارت است از جو – گندم -ذرت – حبوبات- شلغم – زعفران و نوعی خربزه بسیار مرغوب .

محصولات باغی :گردو – بادام- هلو – انجیر – انار .

نوع کشت : در هر سه آبادی آبی است


  



در تهاجم فرهنگی مقصر کیست ؟

در همین راستا یعنی مقاومت در مقابل جریان حق، جبهه باطل هیچ گاه دست روی دست نگذاشته و برای به انحراف کشیدن مسیر هدایت الهی تمام تلاش خود را به کار بسته بوده است. از جنگ نظامی گرفته تا نفوذ فرهنگی و اعتقادی.
و می داند که برای در امان بودن از خطرات ایدئولوژیکی طرف مقابل باید ایدئولوژی آن را سست کرد و زیر سوال برد. برای همین نظام سلطه جهانی که مصداق آن در زمان حال آمریکا می باشد در راستای هدف جهانی سازی یعنی یک شکل ساختن جهان با یک الگوی مصرف مادی و ایدئولوژیکی مهمترین استراتژی خود را جهانی سازی سبک زندگی بنا نهاده است.


این جهانی سازی که با ابزارهای مختلفی چون رسانه ها، محصولات صوتی و تصویری، پوشاکهای معرف فرهنگ غربی، کیفیت کالاها ، تخیل پردازی در بخش نظامی و ... همراه است به دنبال جا انداختن هژمونی فرهنگی در اذهان عمومی مردم جهان می باشد تا با جای باز کردن در دل مردم جهان فرهنگ آن ملت را به فرهنگ خود تغییر شکل دهد و از همین ابزار نیز در جهت کمرنگ شدن گرایشان اعتقادی بهره ببرد. گرایشات فرهنگی و اعتقادی هم وقتی همراه باشد دیگر به عنوان یک مانع محسوب نمی شود بلکه تبدیل به عاملی همسو و همراه و بعضا سود رسان می شود.

البته بدون شک خطر نفوذ فرهنگ بیگانه همیشه از سوی دشمن نیست بلکه به ضعف درونی کشور ما هم بر می گردد.

نمیخواهیم بگوییم همه‌ی آسیب‌های فرهنگی کار بیگانگان است؛ نه، خود ما هم مقصّریم؛ مسئولان مختلف، مسئولان فرهنگی، مسئولان غیر فرهنگی، کم‌کاری‌ها، غلط‌کاری‌ها، اینها تأثیر داشته؛ ما همه را به گردن دشمن نمی‌اندازیم؛ امّا حضور دشمن را هم در زمینه‌ی مسائل فرهنگی نمیتوانیم فراموش کنیم. (3)     مقام معظم رهبری 


  


مرگ زیبایی و سلامتی زنان با طناب دار اعتیاد/ صیادانی که خود شکار می شوند!

عضل اعتیاد را می توان مهمترین مسئله و آسیب اجتماعی سال های اخیر دانست. ویژگی خزنده و پیشرونده اعتیاد بر اهمیت و حساسیت مسئله می افزاید. به دلایل مختلف هر روز بر تعداد کسانی که به مصرف مواد مخدر وابسته می شوند، افزوده می شود. به نظر نمی رسد آمارهای رسمی بیانگر تمام واقعیتهای موجود باشند. حتی اگر بپذیریم که آمارهای موجود تعداد واقعی معتادان را معین می کنند باز هم ماهیت مسئله تغییر نخواهد کرد. علیرغم اینکه در سراسر دنیا بسیاری با اعتیاد دست به گریبانند، هنوز شیوه ای که بتوان این بیماری را بصورت دائمی و قطعی درمان کرد، یافت نشده است. حتی پس از اینکه معتاد ، مصرف مواد مخدر را برای مدتی طولانی قطع نماید نیز نمی توان امیدوار بود که مصرف مواد را از سر نگیرد .

در این میان اعتیاد به مواد مخدر  بانوان هم به عنوان یکی از انحرافات شایع  در زمان حاضر است که آسیب جدی و خطرناکی به جامعه وارد می کند.  که این نوع اعتیاد  آسیب های دیگری را به همراه دارد و گاه کانون خانواده را به کلی از هم فرو می پاشد. میزان اعتیاد زنان به مواد مخدر به علل مختلفی افزایش پیدا کرده است .

 هرنوع وابستگی به رفتار خاص یا عادتی که به دفعات متعدد تکرار شود اعتیاد نام دارد.  اعتیاد می تواند به بروز یک رفتار یا به مصرف نوعی خاص از مواد مخدر اتلاق شود که علاوه بر تأثیرگذاری بر ابعاد مختلف سلامت روحی، جسمی یک فرد به سلامت خانواده و جامعه تأثیر منفی بگذارد.

 مسئله اعتیاد زنان از مهم ترین آسیب های اجتماعی است که متأسفانه گریبانگیر زنان و دختران جوان شده است؛ در دهه های گذشته با توجه به اینکه اعتیاد بیشتر به مواد مخدر سنتی بود و استعمال این مواد با نشانه ها و تغییرات جسمی اعم از خواب آلودگی ، تغییر نوع راه رفتن و حتی صحبت کردن فرد همراه بود، خانواده ها سریعتر به اعتیاد فرزندانشان پی می بردند و شاید سریع تر می توانستند به دنبال راه علاج بروند اما امروزه با ورود مواد مخدر صنعتی در غالب گرد، قرص و...هم تنوع مواد مخدر بیشتر شده است و هم با توجه به اینکه مصرف مواد مخدر صنعتی با تغییرات جمسی کمتری رو به رو است، خانواده‌ها دیرتر به اعتیاد فرزندانشان پی‌برده و حتی گاهی متوجه اعتیاد آنها نمی‌شوند.!

چند روز پیش در خبری که به تصاویر هم مستند شده بود، روند استعمال سیگار در فضای سبز دانشگاه! را دیدم و همین امر حس باور شنیده ها در خصوص اعتیاد تحصیل کرده های جامعه را برایم بیشتر کرد، خبرهایی تکان دهنده از مصرف مواد مخدر در خوابگاه های دانشجویی ! این نشان می دهد که دیگر تصور کارتونی و سینمایی از فرد معتاد که یک فرد کم سواد با دندان های شکسته و بوی نامطبوع کاربردی ندارد! بکله فرد معتاد می‌تواند جوانی دانشجو، مهندسی یا پزشک یا حتی جوانی ورزشکار یا همسر تازه عروس و مادری جوان باشد! اما به راستی چرا جامعه دچار چنین معضلی شده است؟!

این یک واقعیت است که  رنج سنی مصرف مواد مخدر از دوران بلوغ و نوجوانی شروع شده و در بین زنان تا سنین بالا شیوع پیدا کرده است؛ در گذشته طبق آمار و ارقام موجود سن مصرف مواد مخدر از بعد از دوران جوانی بود که این تغییر در رنج سنی را می‌توان از تاثیرات منفی شبکه های ماهواره ای و کانال های مجازی و  دوستی هایی که به مواد مخدر ختم می‌شوند دانست که باعث شده اند سن اعتیاد کم شود .

این نکته که نوجوان با دیدن فیلم‌های شبکه های ماهواره ای قبح ارتباط با جنس مقابل را از دست می‌دهند و با عضویت در کانال های مجازی و ارتباط با افرادی که در ظاهر هیچ گونه اعتیادی ندارند به این دایره ی ارتباطی متصل شده و خواه ناخواه در گیر این مشکل  می شوند، چیزی است که اکثر جامعه شناسان بر آن تأکید داشته و خانواده هایی که فرزندانشان درگیر اعتیاد هستند بر آن صحه می گذارند.
 
آمارها نشان می‌دهد اغلب زنانی که به اعتیاد مبتلا می شدند یا همسری معتاد یا دوستانی معتاد و حتی والدینی معتاد داشته اند اما از طرفی نباید از تأثیرگذاری برخی از مراکزی پر تردد بانوان که هر قشری در آن حضور دارد، غافل بود.! مراکزی مانند آرایشگاه ها، ورزشگاه ها و مهمانی ها و پارتی ها.. چرا که در حال حاضر یکی از دلایل گرایش به مصرف مواد در بیشتر زنان لاغری و تناسب اندام، زیبایی ! ... و بی خیالی از مسائل و مشکلات زندگی عنوان می شود! و استفاده از مواد مخدر صنعتی برای لاغری، یا فراموشی مشکلات زندگی و شادی بیشتر چیزی است که اکثرا در این مراکز به دختران و زنان پیشنهاد داده می شود.

عواقب اعتیاد زنان به مراتب بیشتر از مردان است چرا که زن معتاد مجبور است با ابزار مختلف پول و یا مواد مخدر خود را تهیه کند و گاه در این میان دست به فعالیت های نامشروع میزند که خود خطری برای جامعه است. چرا که افزایش روابط نامشروع منجر به افزایش بیماری های مقاربتی برای زن و مرد میشود. از سوی دیگر زن معتاد با نقش مادری و تربیتی نمی داند با فرزند آینده خود چگونه رفتار کند و به نوعی ممکن است در تربیت فرزندش دچار انحراف شود و در نهایت نسل آینده کشور به خطر می افتد.
 نقش رسانه ها در پیشگیری از اعتیاد جوانان به ویژه دختران جوان بسیار مؤثر است؛ رسانه های دیداری و نوشتاری برای اطلاع رسانی هرچه بیشتر و بهتر به خانواده ها اقداماتی کرده اند مثلا با پخش تیز و مطالب مربوط به اعتیاد اما این اقدامات کافی نیست چرا که فقط در مدت زمان کوتاه و به صورت مقطعی عمل میکند و تمامی جوانب آن را تحت پوشش خود قرار نمیدهد. این اقدامات در روند کار مفید نیست بهتر است در بین نوجوانان و جوانان با توجه به سلیقه آنها  به صورت میدانی نیاز سنجی شود   تا بهترین برنامه و اقدامات لازم به صورت فراگیر ارائه شود. این  کار  به تلاش دست جمعی و گروهی تمامی ارگان ها ی دولتی و غیر دولتی حتی خیرین و آنها که دغدغه ی مسائل فرهنگی را دارند نیاز مبرم دارد.
باید نگاه مجرمانه را باید از یک معتاد برداشت و به او به صورت یک بیمار نه در شعار بلکه در عمل و رفتار برخورد کرد ودر خصوص اعتیاد زنان به خاطر نوع نگاه جامعه به آنها با نوعی مخفی کاری رو به رو هستیم که حتی باعث می شود زن معتاد برای ترک به اندک کمپ های ترک اعتیاد زنان مراجعه نکند!


  




 






  


ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تـار است و ره وادی ایمـــن در پیش
آتش طــور کـــجا موعــــد دیــدار کــــجاست
هــر کــــه آمـــد به جهان نقش خرابـــــی دارد
در خـــرابات بگــــویید کــــه هشیـــار کـــجاست
آن کــــس است اهـــل بشارت کــــــه اشارت داند
نکــــته‌ها هست بســـی محـــرم اســـرار کــجاست
هـــــر ســــر مـــوی مــــرا بـا تـــو هـــزاران کــــار است
مـــا کـــجاییـــم و مـــلامـــت گـــر بـــی‌کـــار کـــجاست...

 

حافظ

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خـــون خوری گـــر طلب روزی ننهــاده کـــنی
آخــرالامـــر گــــل کــوزه گـــران خواهــی شــــد
حالیـــا فکـــر سبــو کـــن کـــــه پـر از بـاده کنـــی
گـــــر از آن آدمیــانی کـــــه بهشتت هوس است
عیـــش با آدمـــی ای چنــــد پـری زاده کنــــی
تکیــــه بر جای بزرگان نتوان زد به گــــــزاف
مگر اسباب بزرگـی همه آماده کــنی...

 

راهیست راه عشـــق کـــه هیچش کـــــناره نیست
آن جـــا جــز آن کـــه جـان بسپارند چـاره نیست
هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست...

 

حافظ

 

هـــر آن کــــه جانب اهـــل خدا نگــه دارد
خـــداش در همـــه حـــال از بلا نگــــــه دارد
حــدیث دوست نگــویم مگر به حضــرت دوست
کــــــــه آشنــــا سـخـــــن آشنــــا نگـــــــه دارد...
حافظ

 

گفتــم ای سلطـــان خوبان رحـم کــــن بر این غـــریب
گفت در دنبال دل ره گــــم کـــند مسکـــــین غریب
گفتمــش مگـــذر زمانی گـفت معـــذورم بــــدار
خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب...

 

حافظ

 

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست...
در انـــدرون مــــن خستـــه دل نـــدانــــم کــیســت
کــــه مـــن خموشـــم و او در فغــان و در غوغاست...

 

حافظ

 

دوش دیــــدم کــــه مـلایـــک در میـخــــانـــه زدنــد
گـــــل آدم بســــرشتنـــد و بــه پیمـــانــه زدنـــد
ســاکنـــان حـــــرم ستـــر و عفـــاف ملکـــوت
بــا مـــن راه نشیـــن بــاده مـستانــه زدنــد
آسمــــان بـار امـــانت نتـوانســت کــشید
قــرعــــه کـــار به نام مـــن دیوانــه زدنــد
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون نــدیدند حقیقت ره افسانه زدنــد
شکـــر ایزد کــه میان من و او صلح افتاد
صـــوفیان رقص کـــنان ساغر شکرانه زدند
آتش آن نیسـت کــه از شعله او خندد شمع
آتش آن است کـــــه در خــــرمن پـــــروانه زدند
کـــــس چـــو حــافظ نگشــاد از رخ اندیشه نقاب
تـا ســــر زلـــف سخـــن را بــــه قلـــم شـــانه زدند

 

حافظ

 

المــــنه لله کـــــــه در مــیکـــــده باز است
زان رو کـــــه مـــــــــرا بــــر در او روی نیــــاز است
خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
از وی همــــه مستی و غرور است و تکبر
وز مــــا همــــه بیچارگـــــی و عجــز و نیـاز است
رازی کــــه بر غیر نگـــفتیم و نگـــــــوییم
با دوست بگـــــوییـم کــــه او محـــرم راز است...

 

حافظ

 

مــــرا عهدیست بـا جانـان کــــه تـا جــان در بــدن دارم
هــواداران کـویش را چو جان خویشتن دارم
صفــــای خلـــوت خـاطـــر از آن شمـــع چگــــل جویــم
فـــروغ چشـــم و نور دل از آن مـاه ختن دارم
بـــه کــــام و آرزوی دل چــــو دارم خلــــوتــی حــاصـــل
چـــه فکــر از خبث بـدگویان میان انجمن دارم
گـــرم صــد لشکــر از خوبان به قصد دل کـــمین سازند
بحمد الله و المنـــه بتـــی لشکـــرشکـــن دارم
الا ای پیـــــر فـــرزانــــه مکــــن عیبــــــم ز مـیخــــانـــه
کـــه من در تـرک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
خـــدا را ای رقیب امشــب زمــانـــی دیــده بر هـــم نه
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم
چــــو در گــــلزار اقبالــــش خـــرامـــــانــــم بحمـــــدالله
نـــه میل لاله و نســـرین نه بــــرگ نسترن دارم
بـــه رنـــدی شهــــره شد حافظ میان همدمان لیکـــن
چه غم دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم

 

حافظ

 

حـالیـــا مـــصلحـــت وقــت در آن مـــی‌بـیـنـــم
که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینــم
جام می گــــیرم و از اهـــل ریا دور شــوم
یعنـــی از اهـــل جهـان پاکدلی بگزینم
جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم
تا حریفان دغا را به جهان کم بینم
سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو
گر دهد دست که دامن ز جهان درچینـــم
بس کـــه در خـــرقه آلـــوده زدم لاف صـــلاح
شـــرمسار از رخ ســـاقـی و مـــی رنگـــینم...
حافظ

 

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیسـت یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی ســوی خـــانـــه خمـــــار دارد پیــــر مـــا
در خــــرابات طریقت مـــا بـــه هــم منزل شویم
کـــاین چنیـــن رفتـــه‌ست در عهــــد ازل تقدیر مـا
عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش اســت
عــــاقلان دیـــوانه گـــــردند از پـــی زنجیــــــــر مــــــا
روی خوبــت آیتـــی از لطــف بـــر مــا کــشف کـرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
بـا دل سنگـــینت آیا هیـــچ درگیـــرد شبـــــی
آه آتشنـــاک و ســـوز سینـــه شبگیـــر مـــا
تیـر آه ما ز گـــردون بگـــذرد حافظ خموش
رحم کــن بر جان خود پرهیز کـن از تیر ما
حافظ

 

ای پادشه خــــوبان داد از غــم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایـــم گـــل این بستان شـــاداب نمــــی‌مــاند
دریـــــــاب ضعیـفـــان را در وقــــت تــــوانـایــــی...

 

حافظ

 

ای بـــی‌خبــــر بکــــوش کــــه صاحب خبـــر شوی
تــا راهــــرو نباشـــی کـــــی راهـبــــــر شــــوی
در مکـــتب حقـــایق پیــــش ادیـــب عشـــق
هــان ای پسر بکـــوش که روزی پدر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی...

 

حافظ

 

خــــرم آن روز کـــــز ایـــن منـــزل ویــــران بـــــروم
راحت جان طلبـــــم و از پــــی جـــانان بــــروم
گـــر چــه دانم کــه بــه جایی نبـرد راه غریب
مـن به بوی ســـر آن زلف پریشان بـــروم
دلــم از وحشت زندان سکـندر بگـــرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بـی‌طاقت
بـــه هـــــواداری آن سرو خرامان بـــروم
در ره او چــــو قلـم گـــر به سرم باید رفت
بـا دل زخـــم کـــش و دیـــده گــــریان بــروم
نـــذر کـــردم گــــر از این غـــم به درآیــم روزی
تا در میکـــده شـــادان و غــــزل خــــوان بـــــروم


  


- ختم چهار لعن برای پیدا کردن اشیاء گمشده :
برای پیدا کردن اشیاء گمشده به تجربه رسیده لعن چهارضرب را بر 100 سنگریزه هر کدام یک مرتبه بخواند

و در چاهی یا حفره ای بیندازد اثر می کند .
 
اَللهُمَّ العَن عُمَرَ ثُمَّ اَبابَکَرَ وَ عُمَرَ ثُمَّ عُثمانَ وَ عُمَرَ ثُمَّ عُمَرَ ثُمَّ عُمَرَ
 در نسخه دیگر مصراع آخر اَللهُمَّ العَن عُمَرَ می باشد .(1)

 
2- خواندن این دعا برای پیدا شدن گمشده موثر است :
 یَا مَنْ لَا یَخْفَى [عَلَیْهِ‏] عَنْهُ‏ مَکْتُومٌ‏ وَ لَا یَشُذُّ عَنْهُ‏ مَعْلُومٌ‏ وَ لَا یُغَالِبُهُ مَنِیعٌ وَ لَا یُطَاوِلُهُ رَفِیعٌ ارْدُدْ بِقُدْرَتِکَ عَلَیَّ مَا فِی

قَبْضَتِکَ إِنَّکَ أَهْلُ الْخَیْرَاتِ وَ مِنْهَا اللَّهُمَّ یَا هَادِیَ الضَّالَّةِ وَ رَادَّ الضَّالَّةِ أَسْأَلُکَ بِعِزَّتِکَ وَ سُلْطَانِکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ

وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَرُدَّ عَلَیَّ ضَالَّتِی فَإِنَّهَا مِنْ عَطَائِکَ وَ فَضْلِکَ وَ رِزْقِک‏ (2)

 

 

3- برای پیدا کردن شی ء یا فرد گمشده :
برای پیدا کردن شی ء یا فرد گمشده  بر چهار طرف کاغذی بنویسد الشَّهِیدُ الْحَقُ‏  سپس نام گمشده را در وسط  کاغذ ذکر کند . نصف شب زیر آسمان رفته به آسمان نگاه کند و هفتاد مرتبه بگوید : الشَّهِیدُ الْحَقُ‏ و اسم آن شی ء یا شخص را بگوید البته پیدا می شود . عدد کبیرش 319 و وسطش 40 و صغیرش 4 است .(3)

 

4- برای رفع فراموشی و پیدا شدن چیزهای گمشده، می توان با توکل برخدا ذکر و دعاهای زیر را مورد استفاده قرار داد:

1- از حضرت علی علیه السلام نقل است: هر کس گمشده ای دارد دو رکعت نماز بخواند در هر رکعت بعد از حمد، سوره یس را قرائت کند. بعد از نماز بگوید : اللَّهُمَ‏ یَا هَادِیَ‏ [رَادَّ] الضَّالَّةِ رُدَّ عَلَیَّ ضَالَّتِی (4)

2- همچنین از امام باقر علیه السلام نقل شده است: دو رکعت نماز بخواند و بعد از نماز بگوید : اللَّهُمَ‏ رَادَّ الضَّالَّةِ هَادِیاً مِنَ الضَّلَالَةِ رُدَّ عَلَیَّ ضَالَّتِی .


  


 

ضریح امام حسین,دلیل شش گوشه بودن ضریح امام حسین

 چرا برخلاف ضریح و مرقد امان دیگر، ضریح مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) شش گوشه ساخته شده است.


در این باره روایت های گوناگونی وجود دارد. اما مجموع این روایت ها و آن چه نزدیک تر به منطق به نظر می رسد، آن چیزی است که شیخ مفید(ره) در کتاب «الارشادات» آورده است. او در بخشی از این کتاب نام 17 نفر از شهدای بنی هاشم در روزعاشورا را ذکر کرده و  نوشته است:«آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند و هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام ـ علیه السّلام ـ آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین ـ علیهم السّلام ـ (علی اکبر) از جملة آنان است.برخی گفته‌اند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ نزدیک‌ترین محل است.»


در بعضی از روایات دیگر از جمله کتاب «کامل الزیارات» جعفر بن محمد قمی هم آمده است: «امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (با قدرت امامت و ولایت) به کربلا آمد و بنی‌اسد را سرگردان یافت، چون که میان سرها و بدن‌ها جدایی افتاده بود و آنها راهی برای شناخت نداشتند، امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از تصمیم خود برای دفن شهیدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وی معانقه کرد و با صدای بلند گریست، سپس به سویی رفت و با کنار زدن مقداری کمی خاک قبری آماده ظاهر شد، به تنهایی پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من کسی هست که مرا کمک کند و بعد از هموار کردن قبر، روی آن نوشت: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً»؛ این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است، آن حسینی که او را با لب تشنه و غریبانه کشتند.


پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمویش عباس ـ علیه السّلام ـ رفت و آن بزرگوار را نیز به تنهایی به خاک سپرد. سپس به بنی‌اسد دستور داد تا دو حفره آماده کنند، در یکی از آنها بنی‌هاشم و در دیگری سایر شهیدان را به خاک سپردند، نزدیک‌ترین شهیدان به امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرزندش علی اکبر ـ علیه السّلام ـ است؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ در اینباره به عبدالله بن حمّاد بصری فرموده است: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را غریبانه کشتند، بر او می‌گرید کسی که او را زیارت کند غمگین می‌شود و کسی که نمی‌تواند او را زیارت کند دلش می‌سوزد برای کسی که قبر پسرش را در پایین پایش مشاهده کند.


بنابراین به نظر می رسد گوشه های اضافی ضریح مطهر امام حسین(ع) محل دفن پسر بزرگ ایشان یعنی حضرت علی اکبر(ع) باشد و محل دفن  نوزاد شش ماهه اباعبدالله الحسین(ع) یعنی علی اصغر(ع) نیز روی سینه پیکر مطهر امام حسین(ع) باشد


  


شاعـــری در قلمــرو غمهــاش ، دفـن کـرده ست مـــرده شادی را

قـــاری بــد صدایــی آنســوتر ، منتظــر مانـــــده خــرده شادی را

 

تــاجــــر نــاکــس ربـــاخـــــواری ، عـافــیت خـــواه مــردم آزاری

لنگ لنگان به حجـــره اش بــرده ، مثل خــر روی گــرده شادی را

 

عارفـــی گشنـــه تشنـه آواره ، بــا دل و کفـش و جامــه ی پـاره

در نوانخانه خستـــه ، بیچــاره ، بـــه یتیمـــی سپـرده شادی را

 

سفره ی مادری به نکبت شهر ، پهـــن گشته شبانه با نان قهر

پیش هر بچه کاسـه ای خالی ، که از آن غـــم سترده شادی را

 

پـــدر خــانـــواده در بستــــر ، در گلـو بغــض ، مانـده تا دیگر

با چه رویی به بچه ها گوید : لــولــویــی بـــاز بـرده شادی را

 

حــاجــی داغ روی پیشــانــی ، رفتــه بعد از عشاء ، پنهانی

در کنار عیــــال صیغــه ایش ، زیــر دنـــدان فشرده شادی را

 

پیــش دلّالهای جـوراجـور ، این کــه پایـش رسیــده تا لب گور

تاکه شیرین شودمعامله (!) جورسکه داده شمرده شادی را

 

مســت و پاتیــل نفــس امّــاره ، بدتـر از قحبــه هــای بدکاره

نه که یک باره بلکه صدباره کرده قــی بازخورده شادی را.


  


عشـــــــــق بـــــی پــایــان

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !
یکی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !


  


جملات و متن ادبی زیبا از مولانا


 

 

از کسی پرسیدند:« چند سال داری؟»
گفت:« هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده…! »

رندی گفت:« از عمر چرا می دزدی؟ این طور که تو پس  پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی!» مولانا

در خود به طلب هر آنچه خواهی که توئی. مولانا  

چون جواب احمق آمد خامشی      این درازی در سخن چون می‌کشی؟ مولانا  

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی. مولانا 

اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی .مولانا 

دراین خاک،دراین پاک،به جز عشق،به جزمهر،دگرهیچ نکاریم.مولانا 

گر در طلب لقمه نانی نانی     گر در طلب گوهر کانی کانی 

این نکته رمز اگر بدانی دانی     هر چیز که اندر پی آنی آنی .مولانا 

در پی هر گریه آخر خنده ای است.مولانا 

ما در این انبار گندم می کنیم *گندم جمع آمده گم می کنیم

می نیندیشیم آخر ما به هوش *کین خلل در گندمست از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست *وز فنش انبار ما ویران شدست

اول ای جان دفع شر موش کن *و انگهان درجمع گندم کوش کن

گرنه موشی دزد در انبار ماست *گندم اعمال چل ساله کجاست

ریزه ریزه صدق هر روزه چرا*جمع می ناید در این انبار ما مولانا

موش = نفس      گندم = جان – روح     انبار = جسم

بر قضای عشق دل بنهاده‌اند    عاشقان در سیل تند افتاده‌اند 

یکدمی بالا و یک دم پست عشق    گر به در انبانم دست عشق مولانا

سخن را چو بسیار آرایش کنند،هدف فراموش میشود. مولانا

 

کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد. مولانا

 

گشاده دست باش ،جاری باش ،کمک کن (مثل رود)

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)

 اگرکسی اشتباه کردآن رابه پوشان (مثل شب)

وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا )

اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه ) مولان


  

پیام رسان
 

+ ای دخترِ امامت، ای خواهرِ ولایت، ای عمه ی کرامت، ای اُسوه ی شرافت! داغت چنان بسوزدَم که بعد از این، با نام عمه گریه کن کربلا شوم! یک کربلا به عراق است و دیگری، در مشهدِ قم به زیارت نشسته ام! نامِ بلندِ عمه ی سادات تا ابد، بر تارکِ زمین قم است از ازل... شهادتِ مظلومانه ی فخرِ زنان ایران، فاطمه ی معصومه (س) بر مولایمان صاحب العصر والزمان (عج) تسلیت باد (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ ‌حکایت امّت من،‌ مثل باران است که دانسته نمی‌شود، اوّل آن بهتر است یا آخرش (مسلمان واقعی که پیرو خدا و رسول او باشد.) ((‌‌حضرت محمد (ص)))

+ ارزش هنرمند را باید هنرشناس معین کند، نه مردم کوچه؛ به تعریف این و آن غره نشوید و خود را هنرمند ندانید. بگذارید مقام و شخصیت شما بی آنکه به دیگران تحمیل گردد، شناخته شود. ((رولا))

+ (با دیگران) فروتنی کنید و با فقراء، نشست و برخاست نمایید (و به واسطه‌ی‌ این اعمال) ‌از بزرگان نزد خدا باشید و خود را از غرور خارج کنید. ((‌‌حضرت محمد (ص)))

+ امید وارم درهمه مراحل زندگی موفق باشید

+ به علت تحصیل چندوقتی نبودم ببخشید

+ سلام دوباره امدم

+ سلام خوبی خوش باشی جواب بده



+ سلام

+ دوست عزیز دراین ساعت پایان سال تا توانی رفع غم از چهره غمناک کن درجهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن سلیمانی



مشخصات مدیر وبلاگ
لوگوی وبلاگ

بایگانی
عناوین یادداشتهای وبلاگ
دسته بندی موضوعی
آمار وبلاگ
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 4
کل بازدید : 43023
کل یاداشته ها : 88
لوگوی دوستان
دوستان
pb:BlogHTML/>

ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ